|
تنها یادگاری من درباره وبلاگ مطالب اخیر آرشیو وبلاگ نویسندگان صفحات جانبی آمار وبلاگ
معلم گفت بنویس (سیاه) وپسرك ننوشت... معلم گفت: « هر چه می دانی بنویس » و پسرک گچ را در دست فشرد معلم گفت: «املای آن را نمی دانی؟ و معلم عصبانی بود؛ سیاه آسان بود؛ و پسرک چشمانش را به سطل قرمز
رنگ کلاس دوخته بود ، معلم سر او داد کشید؛ و پسرک نگاهش را به دهان قرمز رنگ معلم دوخت؛ و باز جوابی نداد ، معلم به تخته کوبید؛ و پسرک نگاه خود را به سمت انگشتان مشت شده معلم چرخاند وسکوت کرد ؛ معلم بار دیگر فریاد زد: «بنویس» گفتم :«هر چه می دانی بنویس» و پسرک شروع به نوشتن کرد : کلاغها سیاه اند ، پیراهن مادرم همیشه سیاه است ، جلد دفترچه خاطراتم سیاه رنگ است . کیف پدر سیاه بود، قاب عکس پدر یک نوارسیاه دارد . مادرم همیشه می گوید : پدرت وقتی مرد موهایش هنوز سیاه بود . چشمهای من سیاه است و شب سیاه تر. یکی از ناخن های مادر بزرگ سیاه
شده است و قفل در خانمان سیاه است بعد اندکی
ایستاد؛ رو به تخته سیاه و پشت به کلاس و سکوت آن قدر سیاه بود که پسرک دوباره گچ را به دست گرفت و نوشت «تخته مدرسه هم سیاه است و خود نویس من با
جوهر سیاه می نویسد» گچ را کنار تخته سیاه گذاشت و بر گشت . معلم هنوز سرگرم خواندن کلمات بود. و پسرک نگاه خود را به بند کفش های سیاه رنگ خود دوخته بود . معلم گفت: بنشین . پسرک به سمت نیمکت خود رفت و آرام نشست . معلم کلمات درس جدید را روی تخته می نوشت؛ و تمام شاگردان با مداد سیاه؛ در دفتر چه مشقشان
رو نویسی می کردند اما پسرک مداد قرمزی برداشت؛ و از آن روز مشق هایش را با مداد قرمز نوشت؛ معلم دیگر هیچ
گاه او را به نوشتن کلمه سیاه مجبور نکرد ؛ و هرگز از مشق نوشتنش با مداد قرمز ایراد نگرفت . و پسرک می دانست که:
قلب معلم هرگز سیاه نیست… نوع مطلب : برچسب ها : یکی از دبیرستان های تهران هنگام برگزاری امتحانات سال ششم دبیرستان به عنوان موضوع انشا این مطلب داده
شد که : شجاعت یعنی چه ؟ محصلی در قبال این موضوع فقط نوشته
بود : "شجاعت یعنی این" و برگه ی خود را سفید به ممتحن تحویل
داده و رفته بود! اما برگه ی آن جوان دست به دست
دبیران گشته بود و همه به اتفاق و بدون استثنا به ورقه سفید او نمره 20 دادند!!! فکر میکنید اون دانش آموز چه کسی می
تونست باشه؟ . . . . !!!دکتر شریعتی!!! نوع مطلب : برچسب ها : عجب صبری خدا دارد!اگر من جای او بودم: همان یک لحظه
ی اول که اول ظلم را می دیدم از مخلوق بی وجدان جهان را با همه
زیبایی و زشتی بروی یکدگر ویرانه
میکردم عجب صبری خدا دارد!اگر من جای او بودم؛ که در همسایه ی صدها گرسنه، چند بزمی گرم عیش و نوش می دیدم،نخستین
نعره ی مستانه را خاموش آندم،بر لبِ پیمانه می کردم. عجب صبری خدا دارد!اگر من جای او بودم؛ که می دیدم یکی عریان و لرزان؛ دیگری پوشیده از صد جامه ی رنگین؛زمین
و آسمان را،واژگون، مستانه می کردم. عجب صبری خدا دارد!اگر من جای او بودم؛ نه طاعت می پذیرفتم،نه گوش از بهراستغفارِ این بیدادگرها تیز
کرده،پاره پاره در کفِ زاهد نمایان،تسبیح را صد دانه می کردم. عجب صبری خدا دارد!اگر من جای او بودم؛ برای خاطر تنها یکی مجنونِ صحراگردِ بی سامان،هزاران لیلی ناز آفرین
را کو به کو،آواره و دیوانه می کردم. عجب صبری خدا دارد!اگر من جای او بودم؛ به گردِ شمع سوزانِ دلِ عشاقِ سرگردان،سراپای وجودِ بی وفا معشوق
را،پروانه می کردم. عجب صبری خدا دارد!اگر من جای او بودم؛ به عَرشِ کبریایی، با همه صبرِ خدایی،تا که می دیدم عزیزِ نابجایی،
ناز بر یک ناروا کرده خواری می فروشد،گردشِ این چرخ را،وارونه بی صبرانه می کردم. عجب صبری خدا دارد!اگر من جای او بودم؛ که می دیدم مشوّش عارف و عامی، زبرقِ فتنه ی این علمِ عالم سوزِ
مردم کش،به جز اندیشه عشق و وفا، معدوم هر فکری،در این دنیای پُر افسانه می کردم. عجب صبری خدا دارد! چرا من جای او باشم؛همین بهتر که او خود جای خود بنشسته و تابِ
تماشای تمامِ زشتکاری های این مخلوق را دارد!وگرنه من به جای او چو بودم،یک نفس کی
عادلانه سازشی،با جاهل فرزانه می کردم؛ عجب صبری خدا دارد! عجب صبری خدا دارد! معین کرمانشاهی نوع مطلب : برچسب ها : عکاسی از طبیعت
مقدمه باغچه ای كه نیست رسالت شمایی كه می خواهید عكاس
طبیعت باشید خیلی مهم و سنگینه همون حسّ قشنگی كه از طبیعت گرفتی
را باید منتقل كنی، برای این مردم گرفتار زندگی ماشینی و پر مشغله امروز
... وقتی آدم یه عكس قشنگ از طبیعت می بیند هر جا كه باشد برای چند لحظه
به اون خیره می شه و بی خیال دنیای اطرافش در اون فضا به سیر و سیاحت می
پردازه و انرژی می گیره و نا خودآگاه آرامش سراسر وجودش رو فرا می گیره
و لبخندی روی لبش می شینه :عکسبرداری
از طبیعت مزیت های عکاسی از طبیعت وسایل مورد نیاز به طور کلی به علت اینکه در برابر مناظر و
طبیعت اغلب محدودیتی از نظر انتخاب نقطه دید وجود دارد بهتر است
از دوربین هایی با عدسی های قابل تعویض استفاده شود .
به عنوان مثال استفاده از عدسی های دارای فاصله کانونی متغییر یا عدسی
زوم بسیار کارآمد می باشد. یک عدسی زوم با فاصله کانونی 28-135 میلیمتری یا یک
عدسی باز 28 میلیمتر و یک عدسی تله فوتو 135 میلیمتر ضروری
می باشد. علاوه بر دوربین با عدسی قابل تعویض، سه پایه از وسایل ضروری به
نظر می رسد
لزوم استفاده از سه پایه :فیلتر :نور زاویه تابش نور متفاوت می باشد :در مورد میدان وضوح پرسپكتیو
پایین: به این ترتیب که خط افق در 1/3 تصویر واقع شود ؛
در مناظری که .موضوع اصلی آسمان می باشد
پرسپکتیو بالا : به این ترتیب که خط افق در 1/3 بالای
تصویر باشد ؛ در مناظری که زمین مورد نظر باشد
:چند نکته
- اگر بخواهید از
یک غنچه و یا از تخمک، یا از میله پرچم داخل گلها عکس بگیرد، باید از عدسیهای Close-Up یا لنز ماكرو استفاده کنید . بهترین موقع
گرفتن این
نوع عکس ها در روز موقعی است که آفتاب در حال درخشندگی است ولی باید سعی شود که
برای کنتراست بودن و نداشتن سایه تند از نور آفتاب که به طور مایل تابیده شده استفاده گردد
- نکته دیگری که در
عکسبرداری از مناظر طبیعت باید بدان کمال اهمیت را داد جسم یا شیئی است که
در جلوی عکس بایستی قرار گیرد، زیرا زمینه جلوی عکس باعث می گردد که مناظر طبیعت برجسته تر و با عمق
بهتر نمایان گردد . اگر همان عکس را بدون داشتن زمینه جلو عکسبرداری کنید
کاملاً به بی عمقی عکس پی خواهید برد .
- برای عکسبرداری از
ریزش برف و باران در عکسهای سیاه و سفید با فیلتر قرمز دارای عکسی دراماتیک و جالب خواهید شد و برای
نشان دادن رنگ سبز درختان و چمن ها استفاده از فیلتر سبز توصیه می شود .
سبزی ها و درخت ها زیر درختها
کمپوزیسیون در تصویر باید به درستی انتخاب شود . در واقع
نقطه دید باید طوری باشد که درختان به تدریج کوچک و
کوچکتر شوند تا بُعد را القا کنند :آسمــــــان
3- در استفاده از فیلترها باید دقت کافی به عمل آید، در عکاسی سیاه و سفید : الف ـ اگر بخواهید آسمان لطیف و ملایم با ابرهای سفید را اراه دهید بهتر است از فیلتر زرد یا زرد سبز استفاده کنید . نوع مطلب : برچسب ها : |
||